نجم الدين ابو الرجاء قمى

407

تاريخ الوزراء ( فارسى )

نسر طائر در دام كس نخواهد آمدن 81 پ نسر طائر هم روزى واقع شود 39 پ نسر واقع دستگير كردن 5 پ نسق و ترتيب ظاهر كردن 210 ر نسيم تابستان شبانگاه خوشتر باشد كه نيم‌روز 43 پ نسيم راحت بر سموم سفر اختيار كردن 212 پ نسيم سحر علم او پشهء جهل بپراكند 222 پ نسيم صبا شكوفهء رعنا را جلوه كرد 139 ر نسيم عدل او جانهاى مردم را پاره كرد 181 ر نشاط كردن 11 ر نشان توان دادن 199 ر نشان كردن حجت 58 پ نشانه و سياست شدن 12 ر نشيمن ملك 147 پ نطع سياست 53 پ نظرازنظر زهره و مشترى بود 191 ر نظم عقود و قلائد امور 147 پ نظيرش جز خيال او نبود 170 پ نعل در آتش نهادن 198 ر نعيب غراب فراق به گوش همه‌كس برسد 39 پ نفخ صور 51 ر نفس از سيرى و نه از خشكى برآيد 176 ر نفس او اكسير مناصب آمد 196 ر نفس صبح 223 پ نفس مبارك او بر خير مسلمانان مقصور بود 158 پ نفيس‌تر عرفى بود 91 ر نقاب حصار 61 پ نقاب غيب 162 ر نقب استادوار زدن 197 پ نقب حصار 144 ر نقب در خلا بردن 33 پ نقره از گوگرد سياهى و از نمك سپيدى پذيرد 118 ر نقش از تختهء بقا ستردن 205 ر نقش بر آب نشايد خواندن 133 ر نقش برين شكل آمدن 161 پ نقش‌بند 72 پ نقش‌بند بهار را رشك آمدن 73 پ نقش در آينه باژگونه ديدن 92 پ نقش سكه بر در سمت مطلى 232 پ نقش شادروان 174 پ نقش كتابت بر آب نوشتن 11 پ نقش كعبتين 14 ر نقش مانى 70 ر نقطهء حروف ستاره‌ها 35 پ نقطهء دايرهء اسلام 146 پ نقطهء سفيد چون بر چشم افتد ، رسواتر از آن باشد كه بر ناخن و بر ناخن معتبر نباشد 186 پ نقى الجيب 45 ر نكادت نهاد 125 پ نكايت افكندن 12 پ نكوهنده كوتاه‌بين بود 46 پ نگارساز شهرستان هنر 221 ر نگارستان نقاشان فضل 174 پ نگريستن زنگى در آينه 27 پ نگين عالم به علم او منقش آمد 181 پ نگين ملك درفشان شد 141 ر